![]() |
![]() |
|
| اخبار انیمیشن ایران و جهان |
|
ماداگاسکار۲فرار به افریقا:
کارگردان:"اریک دارنل","تام مک گراث" تهیه کنندگان:"میریل سوریا","مارک سوییفت"(دریم ورکس انیمیشن) نویسنده:"اتان کوهن" موسیقی:"هانس زیمر"و"ویل.ای.ام" صداپیشگان:"بن استیلر"(الکس)و"کریس راک"(مارتی)و"دیوید شوویمر"(ملمن)و"یادا پینکت اسمیت"(گلوریا)و"ساشا بارون کوهن"(جولین)و"سدریک"(موریس)و"اندی ریختر"(مورت)و"برنی مرک"(زوبا)و... پخش:در امریکا از دریم ورکس و پارامونت پیکچر.خارج از امریکا از یونایتد اینترنشنال پیکچر و یونیورسال پیکچر. تاریخ اکران:هفتم نوامبر ۲۰۰۸ مدت:۹۸دقیقه محصول:ایالت متحده امریکا-زبان اصلی سایت رسمی:www.madagascar-themovie.com خلاصه داستان: کمی بعداز داستان ماداگاسکار1 "الکس"و"مارتی"و"ملمان"و"گلوریا"وپنگوئن ها اماده می شوند تا در یک هواپیمای وصله پینه شده به نیویورک بازگردند.در راه برای هواپیما مشکلی پیش می یاد و ان ها وسط افریقا سقوط می کنند.حیوانات باغ وحش ابتدا از محیط اطرافشان می ترسند اما کمکم و با دیدن هم سنخ هایشان در می یابند که به همین مکان تعلق دارند.مارتی به گله ی گوره خرها می پیوندد ملمان به یه زرافه ی طبیب-جادوگر تبدیل می شود وگلوریا به دام عشق یک اسب ابی جذاب به نام "موتو موتو" گرفتار می شه.اما از همه مهمتر الکس.او مادر و پدر"زوبا"دوباره ملاقات می کنه. زوبا رئیس گروه شیرهاست و از بازگشت پسرش بسیار خوشحال می شه.پسری که شکارچیان سال ها پیش از وی ربوده بودن.شیر دیگری به نام "ماکونا"از شادی این تجدید دیدار به عنوان فرصتی برای به دست گرفتن کنترل گروه شیرها و بقیه حیوانات دنیای وحشی استفاده میکند.حالا این وظیفه ی الکس و دوستانش است تا بدون از دست دادن وقت همه چیز را در دشت سرسبز افریقا به حالت اول بازگردانند. چند تا عکس از ماداگاسکار۲فرار به افریقا:
دیگه بقیه شو خودتون ببینید! عکس شخصیت هارو هم میتونید تو ادامه مطاب ببینید مخصوصآ "موتو موتو" رو. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 20:14 توسط حمیدرضا |
|
|
نام فیلم:بولت
کارگردانان:"کریس ولیامز"و"بایرون هاوارد" تهیه کننده:"کلارک اسپنسر"و"جان لستر" نویسندگان فیلم نامه:"کریس ولیامز"و"دن فجلمن"(براساس ایده ای از"کریس ساندرز") موسیقی:"جان پاول" صدا پیشه گان:"جان تراولتا"(بالت)و"سوزی اسمن"(میتن)و"مارک والتون"(رینو)و"مالکوم سواردسون"(بلیت)و"دیدریچ بیدر"(گربه کار کشته)و"کلو مورتز"(پنی کودک) مدت زمان فیلم:۶۹دقیقه ((پخش کمپانی والت دیزنی پیکچرز محصول سال ۲۰۰۸ کشور امریکا))
خلاصه داستان: فیلم درباره ی سگی به نام بولت(یک سگ کوچیک و سفید)است که در سراسر زندگی اش هنرپیشه یک سری برنامه تلویزیونی بوده است که در ان نقش یک سگ سوپر قهرمان را ایفا می کند.در نتیجه او فکر می کند که حوادث فیلم و نیروی او واقعی است.وقتی بر اثر یک حادثه او از هالیوود دور می شود و از نیویورک سر در می اورد مجبور می شود تا سفری طولانی از یک طزف کشور به طرف دیگر را تجربه کند تا دوباره به صاحبش و بازیگر همراهش پنی برسد.در طول راه او با یک گربه خیابانی به نام میتنز و یک همستر عاشق تلویزیون همسفر میشه و ماجرا تازه اغاز میشود.
معرفی شخصیت های اصلی: بولت:یک قهرمان امروزی ۴پاست که ستاره برنامه تلویزیونی خودش بوده و بر این باور است که همه اتفاقاتی که در سریال برای او می افتد واقعی است و واقعآ دارای قدرت های ماورایی مثل نیروی باور نکردنی,دیدلیزری ویک سوپر پارس قدرتمند است.اما به زودی می فهمد که کل زندگی او یک دروغ بوده است و حالا باید زندگی واقعی را تجربه کند.
پنی همراه بولت:سریال ستاره ی داستانی-تخیلی بولت است.او باهوش و با اراده است ولی ارتباط او با سگ اش صرفآ برمبنای فیلم نامه نیست.وقتی که گرفتاری های پرتلاش زندگی بازیگری او زیاد می شود خود را با سگ سفیدی که چندسال پیش اورا از یک پناهگاه نجات داده مشقول می کند و وقتی بالت ناپدید می شود دائمآ به فکر اوست و خواب بازگشت اورا می بیند.
میتنز:یک گربه خیابانی اشنا به خم و چم زندگی است که ناگهان خود را گرفتار کمک به بالت در برگشتن به هالیوود و رسیدن به پنی محبوب اش می یابد.او که مجبور است بولت را در این سفر سراسر کشوری همراهی کند با حس طنز و دیدگاه بدبینانه اش تضاد کاملی با بولت دارد.او به بولت یاد می دهد که چطور بتواند در جاده ها زنده بماند و ثابت می کند که یک همسفر بسیار خوب است.
رینو:یک موش خرمای داخل یک توپ پلاستیکی است که یکی از طزف داران پرو پا قرص سریال تلویزیونی بولت است و همه جزییات صحنه های سریال بولت را حفظ است.بدون لحظه ای تردید او با قهرمانش همراه می شود و از هیچ کمکی برای رسیدن بولت به هدف اش رو گردان نیست.
اینم چند تا عکس از این گروه بامزه:
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 20:12 توسط حمیدرضا |
|
|
کارگردان:"انتونی لیوندیس" نویسنده فیلمنامه:"کریس مک کنا" تاریخ اکران:۱۹سپتامبر۲۰۰۸ ژانر:انیمیشن ـ کمدی صدا پیشگان:"جان کیوساک"و"میلنی کلاس"و"رابین والش"و"مت مک کنا"و"جان کلیس" مدت انیمیشن:۸۷دقیقه رده سنی:کودک و نوجوان
داستان ایگور: داستان روح مستقلی به نام ایگور که از دستیار ازمایشگاه بودن با دیپلم"بله قربان"خسته شده و میخواد دانشمند بشه.وقتی که ارباب شیطان صفت اش یک هفته پیش از نمایشگاه علم شیطان می میرد شانس در خانه ایگور را می زند.با کمک دو تا از مخلوقات تجربی اش ـ برین(عقلی در یک ظرف که در حقیقت عقلی ندارد)و اسکامپر(خر گوشی که بد از کشته شدن در جاده دوباره توسط ایگور زنده شده)ـ سعی می کند که خبیث ترین موجود خلق شده در تمام اعصاررا خلق کند هیولایی بزرگ و ترسناک.متاسفانه به جای این که این موجود شیطان صفت شود هیولا به"اوا"تبدیل می شود بازیگری با روحی بزرگ که نمی تواند کسی را بیازارد. معرفی شخصیت ها: ایگور:یک دانشمند بالقوه باهوش و با استعداد.او با گوژی در پشت به دنیا امده که در کشور مالاریا تنها شغلی که می تواند در ان استخدام شود"ایگور"ی است.او مجبور است به دانشمند ظالمی به نام "دکترگلیکنشتان"خدمت بکند و اختراعات اش را در خفا بسازد.
اوا:بزرگ ترین اختراع ایگور قرار بود به خبیث ترین هیولای نمایشگاه شیطانی تبدیل شود اما او حتی یک استخوان خبیث هم در وجودش ندارد!!!اوا فکر می کند که می تواند در اینده یک بازیگر معروف شود. اسکامپر:یکی از اختراعات ایگور.او خرگوشی است که در یک تصادف جاده ای کشته شده و توسط ایگور به زندگی برگردانده شده.ایگور به وی هوش بالا داده است اما اسکامپر در زندگی چیزی نمی بیند و می خواهد خود را بکشد.بزرگترین زجر اسکامپر این است که بعد از هر بار خودکشی دوباره زنده میشود.
برین:یکی دیگر از اختراعات ایگور است.عملا" هیچ کاری از دستش بر نمی یاد اما سعی میکنه خودرا مفید و باهوش نشان دهد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 20:10 توسط حمیدرضا |
|
|
داستان بازی جدید شاهزاده پارس
داستان بازی جدید هیچ ربطی به سه گانه شنهای زمان نداره داستان پرنس جدید به شرح زیر: شاهزاده در ابتدا کسی نیست جز یک ماجراجوی سرگردان که به همراه مرکب خود و خرجینی پر از طلا و گنج که در سفر و ماجرای قبلی نصیبش شده در حال بازگشت به زادگاهش است.او قست دارد تمام این ثروت را در راه خوش گذرانی صزف کند.در همین بین طوفان شن در می گیرد و شاهزاده بخت برگشته ما را گرفتار میکند.زمانی که طوفان فروکش می کند او خود را در باغی زیبا و مرموز می بیند. درست در وسط باغ درختی بزرگ به نام درخت زندگی قرار دارد.دختری از نوادگان اهورامزدا به نام الیکا(elika)شاهزاده را پیدا می کند و از او می خواهدتا با وی همراه شود.ان ها به همراه هم به مرکز Oasis سفر می کنند اما زمانی که به مقصد می رسند متوجه می شوند که درخت زندگی ازبین رفته و اهریمن خدای باستانی تباهی و فساد از طلسم خود ازاد شده است.دیوارهای باغ هنوز قدرت نگه داشتن اهریمن را دارند اما مدتی نگذشته که نیروهای اهریمنی با پیدا کردن شکافی در دیوار باغ از ان خارج می شوند و به دنیای بیرون نفوذ می کنند.با نابود شدن درخت زندگی و خارج شدن اهریمن از باغ دنیا در تاریکی غرق می شود. شاهزاده به کمک راهنمایی های الیکا و نیروی جادویی دستانش که خود الیکا هم به تازگی از ان اگاه شده وارد نبرد با اهریمن و پاک کردن دنیا از نفرین تاریکی می شوند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 20:8 توسط حمیدرضا |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 20:5 توسط حمیدرضا |
|
|
بیوگرافی بتمن:
اولین روز پاییز رو به پایان بود و سکوت سنگینی بر کوچه های شهر سایه افکنده بود. خانواده ای برای رفتن به سینما از خانه خارج شدند, اتفاقی ساده که به یک تراژدی برای پسرکی به نام بروس وین تبدیل شد. انها در راه برگشت به خانه از کوچه های شهر Gotham می گذشتند. شهری که معروف به داشتن ساکنانی دیوانه و وحشی بود. پدر او توماس و مادرش مارتا وین, در دو طرف او, در زیر نم نم اولین باران پاییزی به طرف خانه حرکت می کردند. صدای خش خش برگها که به تدریج خیس می شدند زیر پای آنها خفه شد و آخرین تیغه های آفتاب بی رمق بعد از ظهر، زیر ابرهای سیاه پنهان شدند.گویی کسی پشت سر آنها در حال حرکت بود. بارونی چرمی و مشکی اش در این هوای تیره و تار او را بخوبی استتار کرده بود و قدم هایش آن چنان سریع بود که در یک چشم بهم زدن به آنها رسید..... " آقای توماس.....!!!"
رابین/اولین: نام آن پسر دیک گرایسون بود. پدر و مادر فقیر او در یک سیرک به عنوان آکروبات باز کار می کردند و او نیز همیشه در روی سکویی می ایستاد و تماشاگران را به شور و هیجان بیشتر وا می داشت. در یک شب که قرار بود مثل همیشه نمایشی برپا شود، گنگستری به نام Boss zucco طناب آکروبات را دستکاری کرد. او همیشه از مسئول سیرک اخاذی می کرد و وقتی که در اخرین بار مسئول سیرک به او پولی پرداخت نکرد تصمیم به این عمل گرفت. نمایش شروع شد و چندی بعد...... اقا و خانم گرایسون با زندگی وداع کردند.در آن شب بروس وین نیز در میان تماشاگران بود و با دیدن این صحنه خود را خیلی سریع در قالب بتمن به بالای سر دیک گرایسون ماتم زده رساند. او پیشنهاد انتقام را به پسر جوان داد و سپس نام روبین را برای او در نظر گرفت. روبین به عنوان دستیار شوالیه ی تاریکی علیه جرم و جنایت وارد عمل شد(البته با هدف شخصی). ![]() رابین/دومین: بتمن پس از چندی با جوانی به نام جیسون تاد آشنا شد و در اولین برخوردشان او سعی کرده بود جیب بتمن را بزند. در حالی که شریک اصلی او نقش روبین را رها کرده بود، بتمن تصمیم گرفت تا جیسون را به عنوان روبین جدید استخدام کند. پس به او خانه ای برای اسکان داد و برای او هدفی به عنوان دستیار خود معین کرد. او همان آموزش های را که شریک قبلی شوالیه ی تاریکی دیده بود فرا گرفت تا بتواند همکار و دستیار مفیدی برای بتمن باشد. اما... رابین/سومین: تیم دریک یکی از جوانانی بود که در لحظه ی شوم سقوط گرایسون ها از طناب سیرک روی یکی از صندلی ها به نظاره نشسته بود. لحظه ای که بتمن قهرمان برای دلداری دادن به دیک گرایسون جوان به سرعت پایین امد، او سر جایش خشکش زده بود و این صحنه را همیشه در ذهن خود داشت. سالها بعد او خبرهایی در مورد بتمنی شنید که بعد از کشته شدن دومین دستیارش بسیار خشن و بی رحم شده است. او بر پایه ی استعدادهایی که در مورد کاراگاهی داشت هویت بتمن و دستیارانش را درک کرد و خود را متقاعد کرد که بتمن به یک روبین جدید و در واقع یک دلگرمی جدید نیاز دارد.
رابین/چهارمین: تیم دریک در یکی از روزها که برای تمرین به گروه Teen titans رفته بود با یکی از پارتیزان های جوان که دختری به نام استفانی براون بود آشنا شد. پدر او یکی از مجرمان سیاسی بود که استفانی همیشه با او و اعمالش مخالفت می کرد. آنها پس از آشنایی با یکدیگر کم کم به هم علاقه مند شدند و عشق بین انها در سکوت ریشه دوانید. تیم او را با تشکیلات مخفی بتمن آشنا کرد و کم کم به عنوان روبین جدید شروع به کار کرد. اما متاسفانه او در یک درگیری با تبه کاران از بین رفت و عشق او و تیم برای همیشه نافرجام ماند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 20:0 توسط حمیدرضا |
|
|
شامپانزه های فضایی شناسنامه فیلم کارگردان:"کرک دی میگو" تهیه کنندگان:"باری سانن فیلد"و"جان اچ ویلیامز"و"جان دبلیو.هاید" نویسندگان:"کرک دی میکو"و"رابرت مورلند" صدا پیشگان:"اندی سامبرگ"(هم سوم)و"شریل هاینز"(لونا)و"پاتریک واربرتون"(تایتان)و"جف دانیلز"(زارتوک)و"کریستین چنووت"(کیلو وات)و"استنلی توچی"(سناتور)و"جین لینچ"(دکر پول). پخش از:"فوکس قرن ۲۰"و"ونگارد انیمیشن"و"استارز مدیا اولین نمایش:۱۸ژوینه ۲۰۰۸ مدت:۸۱دقیقه محصول:ایالات متحده امریکا سایت رسمی:www.spacechimpspower.com خلاصه داستان هنگامی که ۵میلیارد دلار نایا جهت کاووش در یک حفره زمانی بین کهکشانی ناپدید می شود اژانس"هم سوم"نوه ی اولین شامپانزه ای که به فضا اورده شده را برای یافتن ان گمشده ی خود سر به خدمت می گیرد."هم"یک نمایش گر مستقل سیرک است و زندگی در جاذبه صفر را به زندگی در میراث مجلل اش ترجیح می دهد.میمون تنبل با بی میلی قهرمان داستان می شود و به همراه همکار نترسش "لونا"و فرمانده ی عصبی اش"تایتان"با خطر کردن وتلاش برای حفظ ساکنین صلح دوست سیاره ای سرد و بی روح از شر دیکتاتوری به نام "زارتوک"معنای حقیقی شجاعت را می اموزد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 19:58 توسط حمیدرضا |
|
|
جنگ های ستارگان:جنگ های کلونی شناسنامه فیلم کارگردان:"دیو فیلونی" تهیه کنندگان:"جورج لوکاس"و"کاترین ویندر" نویسندگان:"هنری گیلوری"و"استیون ملچینگ"و"اسکات مورفی" صدا پیشه ها:"مت لنتر"(اناکین اسکای واکر)و"اشلی اکستین"(اسو کاتانو)و"جیمز ارنولد تیلور"(اوبی وان کنونی/A۷-۴/مدیکال درویر)و"دی برادلی بیکر"(سربازان کلون/کاپیتان رکس/کوری)و"تام کین"(یودا/راوی/ادمیرال یو لارن)و"نیکا فوترمن"(اساج ونترس/تی-سی-سون تی)و"یان ابر کرومبی"(سناتور پالپتین/دارت سیدیوس)و"کوری برتون"(ژنرال لوت سام/زیرو دهات/کرونوس-۳۲۷)و"کاترین تابر"(پادمه امیدالا)و"ماتیو وود"(تیل درویرز)و"کویین میشل ریچارد سون"(جابا دهات)و"دیوید اکورد"(روتا دهات لت)و"سامویل ال.جکسون"(میس وین دو)و"انتونی دانیلز"(c-۳po)و"کریستوفر لی"(کنت دوکو). موسیقی:"کوین کاینر" پخش:کمپانی برادران وارنر و لوکاس فیلم انیمیشن تاریخ اولین اکران:۱۵اگوست۲۰۰۸ مدت زمان فیلم:۹۸دقیقه سایت رسمی:www.starwars.com
خلاصه داستان: داستان فیلم در زمانی بین"نبرد کلون ها"و"انتقام سیث"اتفاق می افتد.در بحبوحه جنگ ها,"اوبی وان"و"اناکین"نبرد خود را بر علیه جدایی طلب ها ادامه می دهند;اما در این میان اناکین با یک سورپریز غیر منتظره رو به رو می شود-یک کار اموز جدید به نام"اسوکاتانو"که قرار است دانش اموز جدید او باشد.با وجود این که این دو نفر با هم خوب کنار نمی ایند,اما سعی دارند که در قالب یک تیم خوب کار کنند. اسوکا و اناکین وقتی که"کنت دوکا"و"اساج ونترس"پسر"جابا دهات"را می دزدند با مشکل جدیدی مواجه میشوند."یودا"و"میس ویندو"ان دو را برای برگرداندن نوزاد مامور میکنند تا بتوانند در جنگ از کمک "جابا"بهره مند شوند اما در واقع دزدیدن بچه بخشی از یک نقشه بزرگتر لردهای سیث است.جنگ های ستارگان:جنگ های کلونی یک فیلم انیمیشن CGIعلمی-تخیلی محصول ۲۰۰۸است.این۷فیلم بلند جنگ ستارگان است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 19:53 توسط حمیدرضا |
|
|
ده انیمیشن برتر AFI
موسسه ی معتبر فیلم امریکا (AFI)فهرست ده انیمیشن برتر تاریخ را منتشر کرد: 1-سفید برفی و هفت کوتوله(1937)2-پینو کیو(1940)3-بامبی(1942)4-شیرشاه(1994)5-فانتازیا(1940)6-داستان اسباب بازی(1995)7-دیوودلبر(1991)8-شرک(2001)9-سیندرلا(1950)10-در جستجوی نمو(2003) شرک
سیندرلا
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 19:51 توسط حمیدرضا |
|
|
ژوکر:دلقک تاریکی می خوام شمارو با شخصیت ژوکر اشنا کنم شخصیتی تاریک بیمار وبی نهایت روانی: تاریخچه به وجود آمدن ژوکر "بین فینگر"(کمک خالق بت من)به خالق بت من "باب کین" عکس تست گریم"کونراد ویت"بازیگر را برای فیلم صامت مردی که می خندد(۱۹۲۸)نشان داد و ژوکر براساس این عکس مدل شد و در اولین شماره بت من حضور پیدا کرد.با وجود ظاهر متفاوت ژوکر در شماره های مختلف ژوکر یک قاتل بی رحم بود که ظاهر عجیب وی از عکس ژوکر ورق های بازی الهام گرفته شده بود.در ابتدا قرار بود در شماره ی ۲ ژوکر کشته شود اما سر دبیر "ویتنی السورث"پیشنهاد کرد تا این شخصیت زنده بماند و یک پنر که نشان میداد ژوکر هنوز زنده است اضافه شد.در قسمت های بعد ژوکر به ظاهر کشته می شد(از پرتگاه می افتاد ـ در ساختمان در حال سوختن گیر میکرد و...)و هیچ گاه جسدش پیدا نمی شد. در خلال دهه های ۱۹۵۰و۱۹۶۰ بنا به دستورالعمل ادارهComics Code Authority شخصیت ژوکر سانسور شد وژوکر به فردی بی خطرو مسخره بدل شد.پس از استخدام "ژولیوس شوارتز"به عنوان سردبیر DC Comics در سال ۱۹۶۴ کاملآ از کمیک های بت من حذف شد.درسال ۱۹۷۳ژوکر به نویسندگی"دنیس اونیل"و طراحی"نیل ادامز"بار دیگر در کمیک های بت من احیا شد.اسم کمیک انتقام پنج راهه ژوکر بود که در ان ژوکر به ریشه هایش به عنوهن دیوانه ای قاتل که از کشتن لذت می برد و به طور هم زمان با بت من نبرد هوش می کند بازگشت.
نقد شوالیه سیاه پوش: شوالیه سیاه پوشادر نالین خالص است.کریستوفر نولان کارگردان باهوشی است که فیلم خود را بر اساس ایده ها و شخصیت های داستان می سازد.داستان شوالیه سیاه پوش ایده جدیدی درباره دنیای پلیس ها و جنایت کاران ندارد اما کاملآ یک دنیای کمیک بوکی را به تصویر کشیده است.ژوکر فیلم همه را حتی بت من را دو شخصیتی می داند.او با شرارت کامل با همه چیز روبه رو میشود قانون ژوکر بی قانونی است.ژوکر سعی دارد که بت من را تا مرز جنون بکشد. در ابتدا با گانگستر های شهر معامله میکند سپس ان هارا از بین می برد.او حرف خود را با فرو کردن مداد ش در جمجمه رییس گانگسترها گاتهام به کرسی می نشاند :((این شهر به مجرمی فراتر از جانیان کلاسیک نیاز دارد)). ژوکر که به خوبی توسط کریستوفر نولان و برادرش"جوناتان"پرداخته شده است و"لجر"به خوبی ان را بازی کرده است یک سادیستی باهوش که در بسیاری از فیلم های اکشن دیده می شود نیست حتی همانند ژوکر"جک نیکلسون"در بت من"تیم برتون"شومن نیست.نه فردی مهربان و نه عضلانی است.با وجود اینکه داستان های زیادی درباره زخم های(جسمی و روحی)ژوکر بیان می شود او نمایش دهنده تمام ناعدالتی ها یی که به سر وی امده است نیست.این ژوکر یکی از پیچیده ترین و تاثیر گذارترین جانیان تاریخ سینما است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 19:44 توسط حمیدرضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 |
| پیوندها |
|
my lovely bear جدیدترین اس ام اس ها را اینجا بخونید اخبار داغ داغ از سیمز سه Dairy SCAR سینمای جهان |
|
RSS
|